حسين بن حسن خوارزمي

505

شرح فصوص الحكم

بصورة بشرية « 46 » عيسى عليه السّلام . يعنى : مؤدّى شد نظر بعضى از ناظران در وى ، به اينكه قايل شدند به حلول ، و گفتند : حق - سبحانه و تعالى - حلول كرده است در صورت عيسى و احياء موتى مىكند . و بعضى گفتند : « ان المسيح هو الله » . و چون ستر كردند الله را به صورت عيسويه كه مقيّد است ، لا جرم نسبت كرده شدند به كفر كه معنى او ستر است . فقال تعالى * ( لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ الله هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ ) * فجمعوا بين الخطأ و الكفر في تمام الكلام كله لأنه لا بقولهم هو الله ، و لا بقولهم ابن مريم . پس حق - سبحانه و تعالى - فرمود : « كافر شدند كسانى كه گفتند حق - سبحانه و تعالى - مسيح بن مريم است » ، زيرا كه جمع كردند ميان كفر - كه ستر حق است به صورت عيسويه - و ميان خطا - كه حصر هويت حق است در كلمه عيسويه - . و جمع كردن ايشان ميان كفر و خطا به مجموع اين قول است كه « إِنَّ الله هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ » « 47 » ، نه به قول « هو الله » يا به قول « ابن مريم » ، زيرا كه قول ايشان - كه « هو الله » گفتند - صادق است « 48 » ، از اين روى كه هويت حق است كه متعيّن شده است و ظاهر گشته به صورت عيسويه ، چنان كه به صورت همه عالم ظاهر مىشده است . و قول ايشان كه « المسيح ابن مريم » گفتند ، نيز بى شك صادق است ، چه او ابن مريم است بى هيچ اشتباه ، لكن آن چه مستفاد است از مجموع كلام ، صحيح نيست ، زيرا كه افاده حصر حق مىكند در صورت عيسى ، و اين باطل است ، از آن كه همه عالم ، خواه غيب باشد و خواه شهادت ، صورت اوست نه تنها عيسى . آرى ، بيت : يارى دارم كه جسم و جان صورت اوست چه جسم و چه جان ، جمله جهان صورت اوست هر صورت خوب و معنى پاكيزه كاندر نظر تو آيد ، آن صورت اوست . فعدلوا بالتضمين من الله من حيث احياء الموتى الى الصورة الناسوتية البشرية بقولهم ابن مريم و هو ابن مريم بلا شك .

--> « 46 » قا : شره . « 47 » س 5 ى 72 . « 48 » پا : « كه ان اللَّه . . . است » نبود .